پسری که دختر متولد شد.

MI14p1.jpg
دانیله براتولی
، 23 ساله پسری هست که دختر بدنیا آمده است. دانشجوی حقوق است و دو کار با هم انجام می دهد.
در این مصاحبه دانیله سعی کرده مشکلاتی که باهاش روبرو شده را به کسانی که این پدیده را نمی شناسند، توضیح بدهد.
امیدوارم که دوست عزیز گل سرخ خستگی اش رفع بشه و بخنده...


Per la legge sono ancora una ragazza
Daniele Brattoli Ha 23 anni, studia legge, fa due lavori e volontariato, ha sempre la battuta pronta. È il classico bravo ragazzo che piace alle mamme. Se non fosse che è nato femmina.



Cosa succede quando la gente vede la tua carta di identità?
"Di solito pensano che mia madre sia stata talmente "fuori" da darmi un nome da donna. Nessuno pensa che esistono transessuali dal femminile al maschile, i ragazzi T, come diciamo noi".

Mai avuto problemi?
"In università finora no: ho chiesto di mettere sul libretto il cognome con il nomepuntato. È diverso quando vado a votare, come l'anno scorso".

Cos'è successo?
"Ho dovuto mostrare tutti i miei documenti, perché nonostante ci fosse la mia foto di adesso, visto il nome non volevano farmi votare".

Hai spiegato che sei in transizione?
"Guarda, io ne parlo volentieri nel contesto giusto. Ma quando la gente non vuole ascoltare, no. E io ci rido sopra. Ma altri, che magari hanno i loro problemi o sono più soli, dopo una cosa così non vanno più a votare, non vanno in vacanza, non fanno più niente. Finché non ti operi vivi in questo limbo".
برای خواندن همه مصاحبه اینجا را کلیک کنید.
در پست بعدی لغتهای این متن را براتون می نویسم. اگر این روش برایتان جالب نیست، می توانم تغییر بدهم. نظرات شما سازنده هستند.

per legge sono una ragazza
از نظر قانونی یک دختر به حساب می آیم. ( برای قانون یک دختر هستم).
volontariato
داوطلب
battere به معنای زدن هست. ولی معنای این جمله یعنی:
همیشه تیکه(کنایه، مزه) آماده داره.
piacere یعنی خوش آمدن
fosse التزامی هست و از فعل essere به معنای بودن می آید.fosse nato
nato از nascere به معنای بدنیا آمدن هست. معنای این جمله یعنی:
اگه دختر بدنیا نیامده بود.
succedere یعنی اتفاق افتادن.
la gente به معنای مردم هست و بشکل مفرد مونث هست(اکثرن اشتباه می کنند).
la carta d'identità یعنی شناسنامه ( بعد از اینکه محل زندگی مشخص شد، می توانید از شهرداری محله خود تقاضای شناسنامه کنید).
fuori یعنی خارج. ولی اینجا به معنای دیوانه بودن هست.
توی میلان می گن. essere fuori come balcone (یعنی مثل بالکن خول هستی. البته بین دوستها استفاده می شود).
nessuno به معنای هیچکس می باشد.(جمله را منفی می کند)
esistere یعنی وجود داشتن هست.
università یا با in یا با all می آید.(در دانشگاه). همینطور in macchina یا in treno را می توان استفاده کرد.(با ماشین، با قطار،هواپیما...).
con la macchina, con il treno
finora از دو قسمت fino به معنای تا و ora به معنای حالا هست. ولی با هم به معنای تا به حال هست.
il libretto یعنی کتابچه. ولی اینجا کتابچه ی که نمرات دانشگاه را در آن ثبت می کنند.( بعد از ثبت نام شما به شما داده می شود).
cognome به معنای نام خانوادگی هست.
nome puntato نامی که ستاره داشته باشه.(نامی که نقطه دار باشه).
votare رای دادن 
l'anno scorso سال پیش
mostrare= نشان دادن
documenti= مدارک
nonostante ci fosse= با وجود اینکه درش عکسم باشه.
vedere= دیدن
transizione= موقت
guardare=نگاه کردن
parlarne=صحبت کردن در مورد چیزی
contesto giusto= مفهوم درست
ascoltare= گوش کردن
ci rido sopra=
بهش می خندم( به بالای آن می خندم)
magari=
کاشکی
problemi=
مشکلات. بیشتر کلماتی که به ma ختم می شوند مذکر هستند و جمع آن به mi ختم می شود. مانند. genoma(ژنوم)-programma(پروگرام)- sistema0سیستم)...
andare in vacanza=
به تعطیلات رفتن
fare niente=
هیچکاری انجام ندادن(دیگه هیچ کاری نکردن)
finchè=
(تا اینکه) از دو قسمت fino به معنای تا و che به معنای که هست.
operarsi=
خود را عمل جراحی کردن
limbo=
برزخ(جهنم)
اپرون

/ 2 نظر / 8 بازدید
کاوه

سلام اميدوارم اين مطلبی که نوشتی بتونه نظر عزيز رو جلب کنه. در ضمن اين روشت واسه من که خيلی مفيد و جالبه. کلی استفاده ميکنم. وقتی معنيها رم مينويسی که ديگه نورعلی نوره. تنبلی مثل منو از مراجعه به دیکشنری معاف میکنی

Rosa rossa stanca

اپرون عزیز از حسن توجه شما به من و امثال من بی نهایت سپاسگزارم.برایتان روزهای سرشار از موفقیت را از ایزد مهربان خواستارم. خوب فکر کنم که خیلی طول بکشه تا این مصاحبه را ترجمه کنم اما میارزه از شما هموطن عزیز و دلسوز بی نهایت ممنونم. mi ha fatto un grande favore از کاوه عزیز به نهایت ممنونم فکر نمیکردم در این دنیای مجازی چنین دوستان خوش قلبی را پیدا کنم.